تبليغاتX
بیا تووووووو...........

بیا تووووووو...........

عشق چیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟...

دوستت دارم با صدای آهسته .....

شايد بتوان رفت ، شايد بتوان تاب آورد ، شايد بتوان خنديد ، باور را بلعيدن و سكوت را بالا آوردن آسان نيست ، يكي دو متر دل آرام لازم است تا ... پاهاي خورشيد را بايد پاشويه كرد . او تب دارد . تب عشق يا مرگ ؟ از دلهايتان بپرسيد.

نگاه کن مثل قدیما ..میباره نم نم باروون

اما توی ساحل عشق ..حتی نیست یه رد پامون

من و تو غرق سکوتیم مثه شبهای زمستون

مثه مرداب پر حسرت که اسیره تو بیابون

دلتو بده به خورشید ..باید از غمها نترسید

عاشق نور و یقین شو .. بگذر از شبهای تردید

عاشقی پر از یقینه .. رسم عاشقی همینه

نذار جون بگیره کم کم .. تو دلامون بذر کینه

دستاتو بزار تو دستام تا بهار زنده بمونه

بزار توی ساحل عشق ..از ما هم ردی بمونه

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1385ساعت 19:25  توسط khodam  | 

2عاشق

 

عشق دو عاشق

 

آنگاه که دیدمت....

 

شوق شنیدن صدایت مرا هیجان زده کرده بود

 

وقتی صدایت را شنیدم احساسی در قلبم بود..

 

که نمی شناختم!..این چه احساسی است

 

آنگاه که صمیمیت را در قلبت حس کردم،

 

دیگر توانایی تنها ماندن را ویا حتی جرات تنهایی را نداشتم

 

این فقط تو بودی که در قلبم هیجان را ایجاد می کردی

 

وآن حس ناشناخته رو بیدار می کردی...

 

ولی افسوس..

 

دیگر حسی در قلبم نیست دیگر از تنها ماندن نمی ترسم

 

چون مدتی ایست تنهام ،تنهای تنها...

 

ولی قلبم دوباره منتظرکه اون حسه بیدار بشه....

 

 

با شمردن ثانیه ها...

 

.

 

+ نوشته شده در  جمعه یکم اردیبهشت 1385ساعت 12:34  توسط khodam  | 

دل پنجره

هر بار که دلم می گرفت

می رفتم به پنجره ی حیاطمون

درد دلم رو می گفتم

اما

این بار اون

از من دلتنگ تر بود

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم فروردین 1385ساعت 12:19  توسط khodam  | 

باران

 


  

تقديم به بهترينم

  نمی خواهم به جز من دوستار ديگری باشی

  برای لحظه ای حتی به فکر ديگری باشی

نمی خواهم صفای خنده ات را ديگری بيند

نمی خواهم کسی نامش به لبهای تو بنشيند

  نمی خواهم کسی نقش چهره ات درخاطرش ماند

  نمی خواهم نگاهی در نگاه تو در آميزد

نمی خواهم به غير از من بگيرد دست تو دستی

نمی خواهم کسی يارت شود در راه مستی

  نمی خواهم به جز من يار کسی باشی

  گل نازم ! نمی خواهم خار و خسی باشی

نمی خواهم کسی با يار من سخن گويد

اگر چه قاصدم باشد که تا پيغام من گويد

  نمی خواهم به گورستان رود آن يار محبوبم

  مبادا مرده ای زنده شود با او سخن گويد

 

 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم فروردین 1385ساعت 19:54  توسط khodam  | 

چشم

 

اگر همه ما قرار بود درباره عشقمان بنويسم فكر مي كرديد چند صفحه را سياه مي كرديم؟

و اگر قرار بود هر روز مطلبي درباره احساس و عشقمون بنويسيم تا چه مدتي ميتوانستيم مطالب غير تكراري بنويسيم!

چرا بعضي از ما به عشقمان مي گوييم يك دنيا حرف داريم كه بايد به او بگوييم،آيا اگر قرار باشد همه آنها را بنويسيم بيش از چند صفحه ميتوانيم بنويسيم؟

من فكر ميكنم خودم جواب برخي سوالها را دارم.
بعضي وقتها عشق يك نفر آنقدر بر دل آدم سنگيني مي‌كند كه آدم فكر ميكنه يك دنيا را در دل خود جا داده است.
در حقيقت ما يك دنيا حرف نداريم ما يك دل احساس داريم.
اگر قرار بود احساس خودمان را هر روز مي نوشتيم شايد هر روز مينوشتيم " دوستت دارم " و كساني كه عشقي در دل دارند ميدانند كه اين جمله هرگز تكراري نخواهد شد و هربار شنيدن آن (يا بهتر بگم فهميدن آن) حتي از خواندن يك كتاب حرفهاي عاشقانه ارزش بيشتري دارد.

به نظرم خوشبختي يعني اينكه بدوني يك نفر دوستت داره و شيرين ترين لحظه ها زمانيست كه ميشنوي كسي مي‌گويد كه "دوستت دارم".

 

 

 

ديوونه اون چشاتم

 

  

با سیم ناز مژه هات یه عمره گیتار می زنم

نگاه تو کوک نکنی من خودمو دار می زنم

چشات اگه رو پنجره م طرح ستاره نزنن

دست خودمو نیست دلمو به در و دیوار می زنم

تو نباشی من مث اون پسرکی که گمشده

گوشه ی کوچه می شینم از غم تو زار می زنم .*


 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم فروردین 1385ساعت 19:0  توسط khodam  | 

نرو

            

         

سفر نرو چشم انتظارم نذار
بیا تو باز سر روی شونم بذار
میخوام تموم عمرمو من خاک پایت کنم
چشمامو من بدم برات جونو فدایت کنم

     بذار که خوب نگات کنم برای آخرین بار
     نمی تونم بهت بگم خدا تو را نگهدار
     کسی که تو دلم بود چه ساده باختم
     نذار که بیشتر از این به پای تو بیفتم

     سفر نرو چشم انتظارم نذار
     بیا تو باز سر روی شونم بذار
     میخوام تموم عمرمو من خاک پایت کنم
    چشمامو من بدم برات جونو فدایت کنم

    حقیقتو واست بگم به آخر خط رسیدم
    اينو بدون از همه کس تو زندگیم دل بریدم
    نمی دونی چه قد دلم تنگه برای دیدنت برای مهربونیت نوازشات بوِِِییدنت
    تا جون دارم همیشه پا به پاتم تا دم مرگم که باشه من یکی باز فداتم

    سفر نرو چشم انتظارم نذار
    بیا تو باز سر روی شونم بذار
    میخوام تموم عمرمو من خاک پایت کنم
    چشمامو من بدم برات جونو فدایت کنم

                                                                            سفر نرو

                                 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم اسفند 1384ساعت 10:42  توسط khodam  | 

قلب شکسته

 

                      Upgrade your email with 1000's of cool animations

          

          وبلاگ کیوان

               لطفا نظردهید  

               

 
 
 
 

هیچ کس نیست مرا از اقیانوسی که با اشکهای خود در ان غرق شده ام نجات دهد
هیچ کس نیست این دل شکسته مرا به هم بچسباند و از ان تنگی بلورین بسازد
آن را از آب صداقت پر کند و دو ماهی در ان بیاندازد
کسی نیست در تنهایی من شریک باشد .....
به منم سری بزن.......

                          

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم اسفند 1384ساعت 13:27  توسط khodam  | 

روزی تو را با اشک بدرقه می کردم

اکنون مسافرم ولی چشمی گریان نمی بینم

چه شده است عشق را ؟؟؟ چه شده است مرا؟؟؟

 

گفتم به جرم شادی، جور زمان مرا کشت

 

 

گفتا تو شادمان باش، جور زمانه با من

 

 

گفتم دلم چه مرغیست ،کز آشیانه دور است

 

 

دستی به زلف من زد، گفت آشیانه با من

 

 

گفتم ز مهربانان، روزی گریزم آخر

 

 

گفتا که مهربان باش، اشک شبانه با من

 

 

                                             

                                      

                                                              

  

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم اسفند 1384ساعت 21:34  توسط khodam  | 

مرا به یاد خواهی آور

برای کسی که به یاد من نیست
سالهاست عشق رادر صندوقچه غبارآلود قلبم پنهان کرده ام وکلیداین

  صندوقچه رادر بطری تنهایی نهاده ودردریای امید شناور نموده ام که

  شاید مسافری با زورق مهتاب آنرا از آب بگیردو نیاز نامه ام را بخواند.

   عزیزتزینم نمیخواهم باور کنم عشق هویتی است که با یک نگاه شکل

    می گیردو با قطره ای اشک می میرد.عشق تو برای من عین

    زندگیست.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم اسفند 1384ساعت 10:51  توسط khodam  | 

رسم دوستی

love (13).jpg

·       عشق یعنی ... وقتی توی انتخابت شک نداری.

 

 

=========================================================

-------------------------------------------------------------------------------
رسم دوستی اینست.

        روزی با کسی آشنا می شوی

 انتخاب می کنی

                  دوست میداری

دوست می دارد

                و روز بعد :........"فاصله"

"تنهایی"،      

       "تنهایی"

                     "تنهایی" 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم بهمن 1384ساعت 16:47  توسط khodam  | 

بیا قول بدیم

بيا به هم قول بديم که دنيا رو روي کول بگيريم
بيا به هم قول بديم و پرنده ها رو شاهد بگيريم
که هيچ کدام از ما کوچ نکنه
بيا به هم قول بديم که خودمون رو تو زندون تبعيد کنيم
حتما مي پرسي کدوم زندون؟
اره زندوني که من و تو با هم ساختيم
زندون من قلب توست
و
زندون تو قلب من
بيا به هم قول بديم که به غير از خودمون هيچ کس رو تو زندونامون راه نديم
بيا قول بدهيم که قول داده باشيم به هم که فراموش نکنيم
همديگر رو

 
غرورت را براي كسي كه دوستش داري بشكن ولي دل كسي را كه دوستش داري به خاطر غرورت نشكن .

دلي که به عشق نياز دارد و از عشق خاليست صاحبدل را در پي گمشده اش مي فرستد و تا آنرا نيابد آرام نمي گيرد خدا، آزادي، دانش، هنر، زيبايي و دوست در بيابان طلب بر سر راهش منتظرند تا وي کوزه خالي و غبار گرفته خويش را از آب کدامين چشمه پر خواهد کرد؟

Happy_&_Special_Feeling_!

جاری سازم

آنجا که خطا هست٬بخشايش بگسترانم

آنجا که جدايی هست٬وصل بيافرينم

      آنجا که لغزش ودروغ هست٬حقيقت بياورم 

جا که ترديد هست٬ايمان بنا کنم 

آنجا که ظلمت هست٬نور بتابانم

جا که اندوه هست٬شادی منتشر ک 

خدايا٬مرا موهبت آن عطا کن تا به جای آسودن ٬ 

به ديگران آسايش بخشم


+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم بهمن 1384ساعت 19:51  توسط khodam  | 

چشمات

هوا ترست به رنگ هواي چشمانت


 
دوباره فال گرفتم براي چشمانت


 
اگر چه كوچك و تنگ است حجم اين دنيا


 
قبول كن كه بريزم به پاي چشمانت


 
بگو چه وقت دلم را ز ياد خواهي بر د

اگر چه خوانده ام از جاي جاي چشمانت


 
دلم مسافر تنهاي شهر شب بو هاست


 
كه مانده در عطش كوچه هاي چشمانت


 
تمام آينه ها نذر ياس لبخندت


 
جنون آبي در يا فداي چشمانت


 
چه مي شود تو صدايم كني به لهجه موج


 
به لحن نقره اي و بي صداي چشمانت


 
تو هيچ وقت پس از صبر من نمي آيي


 
 
 
در انتظار چه خاليست جاي چشمانت


 
به انتهاي جنونم رسيده ام اكنون


 
به انتهاي خود و ابتداي چشمانت


 
من و غروب و سكوت و شكستن و پاييز 


 
تو و نيامدن و عشوه هاي چشمانت


 
خدا كند كه بداني چه قدر محتاج ست 

 
نگاه خسته من به دعاي چشمات
love
براي من سرنوشت نامعلوم و بسته است                                      از رويت عاشقان هر دوديده خسته است
 
 
براي من عاشقي افسانه و محال است                                           با ديگري تا شدن مثل خواب و خيال است
 
 
براي من اشک تو گرمي و آرامش است                                        صداي   شيون   تو  برايم   آسايش  است
 
 
براي  من  خيانت   پاداش  دلبران  است                                      هر که دلي راشکست درجمع برتران است
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم بهمن 1384ساعت 20:3  توسط khodam  | 

love

پرسیدم : عشق چیست ؟ گفت : آتشی است .
گفتم : مگر آن را دیده ای ؟ گفت : نه در آن سوخته ام .
 
 
پرسیدند : هنگام غروب خورشید چرا زرد رنگ است ؟
گفت : از بیم جدایی .
 
 

به كوه گفتم عشق چيست؟! لرزيد

به ابر گفتم عشق چيست؟! باريد

به باد گفتم عشق چيست؟! وزيد
 
به پروانه گفتم عشق چيست؟! ناليد
 
به گل گفتم عشق چيست؟! پرپر شد
 
به انسان گفتم عشق چيست؟!
اشك از ديدگانش جاري شد و گفت:
ديوانگيست!!! 
 
 
 
هق هق تلخم و بشناس         توي كوچه هاي خلوت
 
اين خود عشق عزيزم نه بهانست نه يه عادت
 
غصه هام و به تو گفتم اما چي ازت شنفتم
 
يه نفس همنفسم باش نزار از نفس بيفتم
 
گريه هام و تو نديدي         هر چي گفتم نشنيدي
 
من كدوم عهدو شكستم كه از عشق من بريدي
 
وقتي نيستي لحظه هام و    با خيالت مي گذرونم
 
حتي تا اخر دنيا             من براي تو مي خونم
 
وقتي نيستي حتي خورشيد ميشه مثل لحظه ها سرد
 
با توام اهاي مسافر با همين ترانه برگرد.....
 


Heart/arrow Rotating Heart   Heart/arrow 

 I Love You

 

عشق را با تمام وجود فریاد بزن تا به جهانیان ثابت کنی : " تمام مسیرها به سمت مشترک مورد نظر اشغال نمی باشد . "
 
==================================================
ما نمي تونيم به دلمون ياد بديم كه نشكنه ولي ميتونيم به دلمون ياد بديم كه اگه شكست لبه هاي تيزش دست اوني رو كه شكستش نبره
+ نوشته شده در  جمعه سی ام دی 1384ساعت 21:18  توسط khodam  | 

گنهم چیست به جز از ته دل خواستنت

یادآور مرا سوخت غم داشتنت

کنم هر شب دعایی که از دلم بیرون رود مهرت

ولی آهسته می گویم خدایا بی اثر باشد

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم دی 1384ساعت 17:54  توسط khodam  | 

بودنم را.....

بودنم را هیچکس باور نداشت

هیچ کس کاری به کار من نداشت

بنویسید بعد مرگم روی سنگ

با خطوطی نرم و زیبا و قشنگ

او که خوابیده ست در این گور سرد

بودنش را هیچکس باور نکرد

=====================================

    

گاهی زندگی در برابرت رنگ می بازد...سکوت را تجربه می کنی...می ایستی و به گذشته نگاه می کنی...و این گونه سقوط را تجربه می کنی...

ولی ناگهان صدایی از پشت سر تو را می خواند...بر می گردی:فرشته ای را می بینی...شعری را زمزمه می کند...و اندک اندک فرشتگان دیگر به او می پیوندند...و امواج این صدا تو را در بر میگیرد...ابتدا مقاومت می کنی ولی کم کم با آنان همنوا میشوی...و آرام آرام آبی میشوی... مانند آنها...

 

 

همیشه در حسرت گذشته ایم و میگوییم یادش بخیر آن روزها......

با همین حرفها حال و آینده خود را از دست می دهیم، انگار عادت کرده ایم همیشه بنالیم و هیچوقت راضی نباشیم...........

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم دی 1384ساعت 11:6  توسط khodam  | 

گناه ندارد

 

بیا گناه کنیم !

بیا گناه ندارد به هم نگاه کنیم و تازه داشته باشد بیا گناه کنیم ! بیا به هم نگاه کنیم

===============================================

   من صبورم اما . . .

به خدا دست خودم نيست اگر می رنجم

يا اگر شادی زيبای تو را به غم غربت چشمان خودم می بندم .

من صبورم اما . . .

چقدر با همه ی عاشقيم محزونم !

و به ياد همه ی خاطره های گل سرخ

مثل يک شبنم افتاده ز غم مغمومم .

من صبورم اما . . .

بی دليل از قفس کهنه ی شب می ترسم

بی دليل از همه ی تيرگی تلخ غروب

و چراغی که تو را ، از شب متروک دلم دور کند. . . می ترسم .

من صبورم اما . . .

                            آه . . . اين بغض گران صبر نمی داند چيست !!!!

+ نوشته شده در  شنبه دهم دی 1384ساعت 12:31  توسط khodam  | 

بارون تو رو به یادم میاره

 زير بارون راه نرفتي

تابفهمي من چي ميگم

 

تو نديدي اون نگاه رو

تا بفهمي از كي ميگم

 

چشماي اون زير بارون

سر پناه امن من بود

 

سايه بون دنج پلكاش

جاي خوب گم شدن بود

 

تنها شب مونده و بارون

همه ي سهم من اين بود

 

تو پرنده بودي من سرو

ريشه هام توي زمين بود

 

اگه اون رو ديده بودي

با من اين شعر رو مي خوندي

 

رو به شب داد مي كشيدي

نازنين ! چرا نموندي ؟

 

حالا زير چتر بارون

بي تو خيس خيس خيسم

 

زير رگبار گلايه

دارم از تو مي نويسم

 

تنها شب مونده و بارون

همه ي سهم من اين بود

 

 

تو پرنده بودي من سرو

 

ريشه هام توي زمين بود

 

==============================================

زمستون  تنِ عریون باغچه   چون بیابون

درختان    با پاهای برهنه     زیر بارون

 

نمیدونی تو که عاشق نبودی

چه سخته مرگ گل برای گلدون

 

گل و گلدون چه شب ها  نشستن بی بهانه

واسه هم قصه گفتن  عاشقانه

 

چه تلخه   چه تلخه  باید تنها بمونه قلب گلدون

مثل من  که بی تو نشستم زیر بارون زمستون

 

زمستون برای تو قشنگه پشته شیشه

بهاره زمستونها برای تو همیشه

 

تو مثل من زمستونی نداری که باشه لحظه چشم انتظاری

گلدون خالی ندیدی نشسته زیر بارون گل های کاغذی داری تو گلدون

 

تو عاشق نبودی ببینی تلخه روزهای جدائی

چه سخته  چه سخته  بشینم بی تو با چشمهای گریون

 

ترانه ای قدیمی از  زنده یاد افشین مقدم و با آهنگی از سیاوش قمیشی

 ---------------------------------------------------------------------------------------------

هفت شهر عشق

شهر اول :نگاه و دلربایی

شهر دوم :دیدار و آشنایی

شهر سوم :روزهای شیرین و طلایی

شهر چهارم:بهانه،فکر،جدایی

شهر پنجم:بی وفایی

شهر ششم:دوری و بی اعطنایی

شهر هفتم:اشک،آه،تنهایی

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم دی 1384ساعت 11:19  توسط khodam  | 

آیامشکی رنگه عشقه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

-------------------------------------------------------------------------------

میمیرم برات     نمی دونستی میمیرم بی تو بدون چشات
رفتی از برم     نمی دونستی که دلم بسته به ساز صدات‎‏‎‏
آرزوم که نمی دونسستی که من میمیرم برات   میمیرم برات
عاشقم هنوز    نمی خواستی که بمونی یا بسوزی بسازه  دلم
گفتیی من میرم نمی خواستی بری تا فردا با گل خوشگلم
برو راهی نیست تا فردا (اینجاش رو نفهمیدم چی میگه)
سفرت بخیر اگه میری از اینحا تک و تنها توی شهر دور
برو که رفتن بدون ما        میرسه به یه دنیا نور
برو که رفتن بدون ما        میرسه به یه دنیا نور
به یه دنیا نور
سفرت بخیر    برو سر شکستی زمن می تونی دوباره بسار
از دلی شکسته نا امیدو خسته تو باز غرور
از دلی شکسته نا امیدو خسته تو باز غرور
تو بازم غرور
نمی خوام بیام نمی خوام میون تاریکی من تو حروم بشی
نمی خوام ازت نمی خوام مثل یه شمع بسوزی برام تا تموم بشی
برو تا بزرگی می خوام که فقط مال من بشی

[ لينک ثابت به اين مطلب ]
باران كه مي بارد ... تنهاترم !

خسته ام از آنكه هر چه حدس مي زنم ... اتفاق مي افتد !!!!!

خسته ام از آنكه هر چه نامردي ست ... سراغ مرا مي گيرد!!

خسته ام از آنكه بازيچه ي كوته نظران گشته ام ... همه عمر!

خسته از آنكه حرفم را نفهميدند و دردم را ندانستند!

در اين باران تنهايي و بي كسي ... چتري نيست ؟

لطفا كسي به خودش نگيرد!!
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم دی 1384ساعت 11:37  توسط khodam  | 

عاشقت بود............

                             عاشقت بود اونکه عمری ٬واسه قلبت هم صدا بود

                                ندونستی روی موهات ٬ گلهای اون آشنا بود

                           من و تو عاشق و عاشق٬ روی نیمکت های نمناک

                            هر دومون گریه می کردیم٬  واسه سرنوشت غمناک

                               من و تو دو قطره ی عشق٬ توی غربت خیابون

                                 پر از حرف عاشقونه٬ زیر قطره های بارون

                        یه روزی این عشق می میره٬ آسمون گریه اش میگیره

                             اشکای من میشه بارون٬ روی موهات پر میگیره

                                اما تو به زیر بارون٬ یه روزی تنهام گذاشتی

                              رفتی و با دل سنگت ٬زیر بارون جام گذاشتی

                              می دونستم که یه روزی٬ از پیشم میری عزیزم

                               اشکای من میشه بارون٬ اشکامو برات میریزم

                               بازم امشب زیر بارون٬ خواب چشماتو دیدم من

                            آروم آروم٬ لحظه لحظه٬ پیش چشمات خوابیدم من

      

=============================================================

    گیتارم شکسته ٬دستانم چه خسته              اونی که میخواستم٬ قلبم رو شکسته

         ازعشقت میخونم٬ عاشقت میمونم               ازپیشم تو میری٬ اینو خوب میدونم

         تو رویا می بینم ٬کنارت می شینم                 در آغوش می گیرم  ٬ تو رو نازنینم

         قلبم رو می بازم ٬  به عشقت می نازم           واسه تو از عشقم  ٬یه زندون می سازم

         عکس تو رو دیوار٬ همدمم یه گیتار                 پشت در می شینم ٬به امید دیدار

                                   

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم دی 1384ساعت 11:52  توسط khodam  | 

عشق یه چیزی مثل کشک و دوغه

عشق يعنی سوز نی ، آه شبان

                                    عشق يعنی معنی رنگين کمان

عشق يعنی شاعری دل سوخته

                                    عشق يعنی آتشی افروخته

عشق يعنی با گلی گفتن سخن

                                    عشق يعنی خون لاله بر چمن

عشق يعنی شعله بر خرمن زدن

                                    عشق يعنی رسم دل بر هم زدن

عشق يعنی يک تيمّم، يک نماز

                                    عشق يعنی عالمی راز و نياز

عشق يعنی با ...

 

-------------------------------------------------------------------------------

 

==============================================

 
عشق يعني سالهاي عمرسخت                                                                                 

   عشق يعني زهر شيرين بخت تلخ                                                                   

 عشق يعني خواستن له له زدن                                                

    عشق يعني سوختن پر پر زدن                                 

 عشق يعني جام لبريز از شراب         

                عشق يعني تشنگي يعني سراب

                              عشق يعني لايق مريم شدن

                                                    عشق يعني با خدا همدم شدن

                                                                              عشق يعني لحظه هاي بي قرار

 عشق يعني صبر يعني انتظار                                                                                  

عشق يعني از سپيده تا سحر                                                           

 عشق يعني پا نهادن در خطر                                          

  عشق يعني لحظه ي ديدار يار                     

              عشق يعني دست در دست نگار           

                 عشق يعني ارزو يعني اميد

                                          عشق يعني روشني يعني سپيد

                                                                  عشق يعني غوطه خوردن بين موج

                                                                                  عشق يعني رد شدن از مرز

-------------------------------------------------------------------------

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آذر 1384ساعت 21:23  توسط khodam  | 

دلم گرفته

 

خدا جون دلم گرفته

دلم براي کسي تنگ است که درجنوب ترين جنوب با من بود / در شمال ترين شمال با من رفت // کسي که بي من ماند // کسي که با من نيست // کسي که ...... //

------------------------------------------------------------------------------

عجیب روزگاریست

همه اش دلتنگی! دوری! چه قد؟

اگر دوریست لااقل تو مرا فراموش نکن  فراموش نکن چون دوستت دارم

و اگر آنروز برسد که تو مرا فراموش کنی آنروز پایان زیستن من است

مطمئن باش...............................

=========================================

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آذر 1384ساعت 22:22  توسط khodam  | 

یکی نیست کمکش کنه؟

 
 
نظر بدین لطفا
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آذر 1384ساعت 13:37  توسط khodam  | 

                    گــلی گــم کــرده ام در بــاغ مـستــی 

 گـلم پـیدا شـده آن هـم تـو هـستـی       

                  گل بـه گل تعـریف کردم چـه کنـم حسن تورا

     ازکدامین غنچه بچینم که دهدبـوی تورا   

=================================================

                   

می خواهم تو را 

 

 مهمان کنم در گوشه ای از قلب خويش 

  آيا قبولش می کنی اين کلبه ی ويرانه را؟؟؟

-----------------------------------------------------------------------------------------------------

بابا نظر یادتون نره

من نظر دادن رو خیلی دوست دارم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آذر 1384ساعت 11:48  توسط khodam  | 

 

=================================================

تنها چیزی که از ما باقی می ماند....

 

.....خاطره ایست

 

که با آن زندگی کرده ایم

 

و در قاب خالی دلمان به آن جا داده ایم!

 

کاش می شد خاطره ها را تصویر کرد....

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آذر 1384ساعت 17:57  توسط khodam  | 

برای توووو

 

 

ای کسی که سرچشمه احساسی...

چگونه به زبان بیاورم مهربانیت را...؟

ای که شمع وجودت گرمابخش...وچهره همچو ماهت...

نورانی کننده شبهای زندگی من است...

هر وقت می خواهم از تو بگویم...

واژه ها از کوچکی خود شرمگین می شوند...

تو کیستی که با نگاه مهربانت به من امید زندگی دادی...؟

ای زیباترین بهانه زندگی...

بگذار تا همیشه نسیم عشقت را احساس کنم...

================================

 
 
 
تا حالا فکرشو کردی چه خوب میشه که برگردی

می خشکه آب دریاها
خراب میشه همه راهها
اگه کشتیم ما امروزو
میمیرن همه فرداها
قیامت میشه ما با هم نباشیم
نمی چرخه فلک از هم جدا شیم
دیگه روزی نمونه که شب شه
دیگه عاشق کجاست تا جون ببخشه

همه رودخونه ها بی آب
شکسته قامت مهتاب
برای این دل عاشق تموم زندگی در خواب
تموم جنگلا خالی یا سیل برده یا خشکسالی
غم گلهای خشکیده ز هم دنیا را پاشیده

میافته چرخ از گردون
میره خورشید توی زندون
میریزن سنگها از کوهها
بوی غم میده شب بوها
قیامت میشه ما با هم نباشیم
نمی چرخه فلک از هم جدا شیم
زمین و آسمون دور میشن از هم
میشینه گرد غم بر روی عالم
میافته چرخ از گردون
میره خورشید توی زندون
میریزن سنگها از کوهها
بوی غم میده شب بوها

زمان و ساعتش وامیسته از کار
طبیعت از طبیعت میشه بیکار
دیگه روزی نمونه که شب شه
دیگه عاشق کجاست تا جون به لب شه
نمیبینم دیگه قشنگی ها رو
سیاه میبینه چشمام رنگی ها رو
به چشم من که اینجوره
تو که نیستی چشام کوره
مثل آبه رو آتیشه
تو باشی دنیا خوب میشه

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آذر 1384ساعت 20:5  توسط khodam  | 

سارا

این روزا عادت همه رفتن و دل شکستنه

 

                     درد تموم عاشقا پای کسی نشستنه

 

این روزا درد عاشقا فقط غم و ندیدنه

 

                  مشکل بی ستاره ها یکم ستاره چیدنه

 

این روزا کار آدما دلهای پاک و بردنه

 

                  بعدش اونو گرفتن و به دیگری سپردنه

 

این روزا کار آدما تو انتظار گذاشتنه

 

                 ساده ترین بهانشون از هم خبر نداشتنه

 

این روزا سهم عاشقاغصه و بی وفاییه

 

                       جرم تمومشون فقط لذت آشناییه 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آذر 1384ساعت 11:25  توسط khodam  | 

نظر یادت نره

می شه از صدای تو به غربت خزون رسید

می شه از نگاه تو به وادی جنون رسید

می شه با بوسه ی تو شراب غم رو سر کشید

می شه با دستای تو رو غصه ها یه خط کشید

می شه تو چشای تو صداقت و پاکی رو دید

می شه تو هوای تو بی دغدغه نفس کشید

می شه در سکوت تو نغمه ی قاصدک شنید

می شه در کنار تو طعم محبت و چشید

می شه توی خواب تو یه عالمه آرزو چید

می شه توی فال تو قشنگ ترین شعرا رو دید

می شه به خیال تو یواش و آهسته خزید

می شه به دیار تو همراه باد سرد وزید

می شه تو نقاشی هام عشقو کشید

می شه می دونم می شه به تو رسید

-------------------------------------------------

 

 

 

Doost_e_Gharib

--------------------------------------------------

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آذر 1384ساعت 10:50  توسط khodam  | 

عشق یعنی......................................

من / عشق

پاك                  يعني

سرزمين                      لحظه

يعني                                 بيداد

عشق                                     من

باختن                                                            عشق

جان                                                                          يعني

زندگي                                                                               ليلي و

قمار                                                                                  مجنون

در                                  عشق يعني ...           شدن

ساختن                                                                                   عشق

دل                                                                                       يعني

كلبه                                                                           وامق و

يعني                                                                      عذرا

عشق                                                              شدن

من                                     عشق

فرداي                                يعني

كودك                          مسجد

يعني               الاقصي

عشق /  من

 

عشق                                       آميختن                                           افروختن

يعني                              به هم        عشق                             سوختن

چشمهاي                      يكجا                    يعني                        كردن

پر ز                 و غم                            دردهاي             گريه

خون/ درد                                                    بيشمار

 

عشق                                     من

يعني                             الاسرار

كلبه                    مخزن

اسرار     يعن

----------------------------------------------------------------------------------------------------

من به دو چيز عشق مي ورزم:

 

 يكي تو و ديگري وجود تو...

 

 به دو چيز اعتقاد دارم:

 

 يكي خدا وديگري تو...

 

من در اين دنيا دو چيز ميخواهم:

 

 يكي تو وديگري خوشبختي تو...

 

من اين دنيا را براي دو چي ميخواهم:

 

 يكي تو وديگري براي با تو موندن تا هميشه دوستت دارم...

---------------------------------

-------------------------------

---------------------------------------

هم صدای باوفای من بیا

آشنا با غصه های من بیا

مانده ام در کوچه های بی کسی

ای عزیز آشنای من بیا

 
 
 
 
 
 
=-------------------------------------
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 20:14  توسط khodam  | 

ای کاش

کاش قلبم درد پنهانی نداشت

چهره ام هرگز پریشانی نداشت

برگهای آخر تقویم عشق

حرفی از یک روز بارانی نداشت

کاش میشد راه سخت عشق را

بی خطر پیمود وقربانی نداشت(کیوان)

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

فکر کنید که عاشق شده اید ولی نتوانید معشوق خود را ببینید. چه حسی به شما دست می دهد.هان

پس نگویید عشق دروغین استپایدار باشید یاعلی

می گو یند با عشق زمان از یاد می رود و با زمان عشق   ==========>همیشه بدانید اگر عشقی به وجود می آید هیچ وقت از بین و از یاد نمی رود پس با زمان عشق از یاد می رود اشتباه است

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

باز از آن کوچه گذشتم بی تو                باز بوی عشق به سرم خورد بیتو

باز می خواستم بیایم سمت تو         باز دلم گفت نه او نمی اید  باتو

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

من امشب سکوت دلم را شکستم

سکوت شبستان غم را شکستم

قسم خورده بودم عاشق نباشم

به عشقت شکوه قسم را شکستم

-----------------------------------------------------------------------

 یک عمر تو را به هر کجایی بردم     هر لحظه گذشت بی تو من نشمردم

حلا تو بمان وقصه ات راحت باش          از بس نرسیدم به تو آخر مردم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت 21:11  توسط khodam  | 

جوک جوک جوک

یك بسیجی خونه خالی پیدا می كنه دوست دخترش رو میبره 3 رکعت نماز جماعت می خونن از یک دکتر می پرسن خط وسط قرص برای چیه؟ میگه که اگر قرص با آب پایین نرفت با پیشگوشتی پایین کنند!!! ترکه ميره غواصي يه کوسه ميبينتش بهش ميگه: شما ترکي؟ ترکه ميگه: از کجا فهميدي؟ کوسه ميگه:اخه اون که بستي به خودت کپسول آتش نشاتيه نه کپسول اکسيژن. ترکه چند بار پرتغال را ميزد به ديوار بهش ميگن: چرا اينجوري ميکني؟ ترکه ميگه: ميخوام خوني بشه. ميدونيد روح قزويني ها بعد از مرگ به كجا پرواز ميكنن؟ سوراخ اوزون ترکه زنگ ميزنه ۱۱۰ميگه آقا... پدال گاز ترمز كلاچ دنده و فرمان ماشينم رو دزديدن پليس ميگه: تركي ؟ تركه ميگه: آره پليس ميگه : برو جلو بشين لره با خوشحالي به دوستش ميگه بالاخره اين پازل رو بعد از ۲ سال حل كردم . دوستش ميگه: ۲ سال زياد نيست؟ ميگه:نه بابا رو جعبه اش نوشته ۷ تا ۱۰ سال
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت 14:26  توسط khodam  |