تبليغاتX
بیا تووووووو...........

بیا تووووووو...........

عشق چیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟...

رسم دوستی

love (13).jpg

·       عشق یعنی ... وقتی توی انتخابت شک نداری.

 

 

=========================================================

-------------------------------------------------------------------------------
رسم دوستی اینست.

        روزی با کسی آشنا می شوی

 انتخاب می کنی

                  دوست میداری

دوست می دارد

                و روز بعد :........"فاصله"

"تنهایی"،      

       "تنهایی"

                     "تنهایی" 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم بهمن 1384ساعت 16:47  توسط khodam  | 

بیا قول بدیم

بيا به هم قول بديم که دنيا رو روي کول بگيريم
بيا به هم قول بديم و پرنده ها رو شاهد بگيريم
که هيچ کدام از ما کوچ نکنه
بيا به هم قول بديم که خودمون رو تو زندون تبعيد کنيم
حتما مي پرسي کدوم زندون؟
اره زندوني که من و تو با هم ساختيم
زندون من قلب توست
و
زندون تو قلب من
بيا به هم قول بديم که به غير از خودمون هيچ کس رو تو زندونامون راه نديم
بيا قول بدهيم که قول داده باشيم به هم که فراموش نکنيم
همديگر رو

 
غرورت را براي كسي كه دوستش داري بشكن ولي دل كسي را كه دوستش داري به خاطر غرورت نشكن .

دلي که به عشق نياز دارد و از عشق خاليست صاحبدل را در پي گمشده اش مي فرستد و تا آنرا نيابد آرام نمي گيرد خدا، آزادي، دانش، هنر، زيبايي و دوست در بيابان طلب بر سر راهش منتظرند تا وي کوزه خالي و غبار گرفته خويش را از آب کدامين چشمه پر خواهد کرد؟

Happy_&_Special_Feeling_!

جاری سازم

آنجا که خطا هست٬بخشايش بگسترانم

آنجا که جدايی هست٬وصل بيافرينم

      آنجا که لغزش ودروغ هست٬حقيقت بياورم 

جا که ترديد هست٬ايمان بنا کنم 

آنجا که ظلمت هست٬نور بتابانم

جا که اندوه هست٬شادی منتشر ک 

خدايا٬مرا موهبت آن عطا کن تا به جای آسودن ٬ 

به ديگران آسايش بخشم


+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم بهمن 1384ساعت 19:51  توسط khodam  | 

چشمات

هوا ترست به رنگ هواي چشمانت


 
دوباره فال گرفتم براي چشمانت


 
اگر چه كوچك و تنگ است حجم اين دنيا


 
قبول كن كه بريزم به پاي چشمانت


 
بگو چه وقت دلم را ز ياد خواهي بر د

اگر چه خوانده ام از جاي جاي چشمانت


 
دلم مسافر تنهاي شهر شب بو هاست


 
كه مانده در عطش كوچه هاي چشمانت


 
تمام آينه ها نذر ياس لبخندت


 
جنون آبي در يا فداي چشمانت


 
چه مي شود تو صدايم كني به لهجه موج


 
به لحن نقره اي و بي صداي چشمانت


 
تو هيچ وقت پس از صبر من نمي آيي


 
 
 
در انتظار چه خاليست جاي چشمانت


 
به انتهاي جنونم رسيده ام اكنون


 
به انتهاي خود و ابتداي چشمانت


 
من و غروب و سكوت و شكستن و پاييز 


 
تو و نيامدن و عشوه هاي چشمانت


 
خدا كند كه بداني چه قدر محتاج ست 

 
نگاه خسته من به دعاي چشمات
love
براي من سرنوشت نامعلوم و بسته است                                      از رويت عاشقان هر دوديده خسته است
 
 
براي من عاشقي افسانه و محال است                                           با ديگري تا شدن مثل خواب و خيال است
 
 
براي من اشک تو گرمي و آرامش است                                        صداي   شيون   تو  برايم   آسايش  است
 
 
براي  من  خيانت   پاداش  دلبران  است                                      هر که دلي راشکست درجمع برتران است
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم بهمن 1384ساعت 20:3  توسط khodam  |