تبليغاتX
بیا تووووووو...........

بیا تووووووو...........

عشق چیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟...

دوستت دارم با صدای آهسته .....

شايد بتوان رفت ، شايد بتوان تاب آورد ، شايد بتوان خنديد ، باور را بلعيدن و سكوت را بالا آوردن آسان نيست ، يكي دو متر دل آرام لازم است تا ... پاهاي خورشيد را بايد پاشويه كرد . او تب دارد . تب عشق يا مرگ ؟ از دلهايتان بپرسيد.

نگاه کن مثل قدیما ..میباره نم نم باروون

اما توی ساحل عشق ..حتی نیست یه رد پامون

من و تو غرق سکوتیم مثه شبهای زمستون

مثه مرداب پر حسرت که اسیره تو بیابون

دلتو بده به خورشید ..باید از غمها نترسید

عاشق نور و یقین شو .. بگذر از شبهای تردید

عاشقی پر از یقینه .. رسم عاشقی همینه

نذار جون بگیره کم کم .. تو دلامون بذر کینه

دستاتو بزار تو دستام تا بهار زنده بمونه

بزار توی ساحل عشق ..از ما هم ردی بمونه

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1385ساعت 19:25  توسط khodam  | 

2عاشق

 

عشق دو عاشق

 

آنگاه که دیدمت....

 

شوق شنیدن صدایت مرا هیجان زده کرده بود

 

وقتی صدایت را شنیدم احساسی در قلبم بود..

 

که نمی شناختم!..این چه احساسی است

 

آنگاه که صمیمیت را در قلبت حس کردم،

 

دیگر توانایی تنها ماندن را ویا حتی جرات تنهایی را نداشتم

 

این فقط تو بودی که در قلبم هیجان را ایجاد می کردی

 

وآن حس ناشناخته رو بیدار می کردی...

 

ولی افسوس..

 

دیگر حسی در قلبم نیست دیگر از تنها ماندن نمی ترسم

 

چون مدتی ایست تنهام ،تنهای تنها...

 

ولی قلبم دوباره منتظرکه اون حسه بیدار بشه....

 

 

با شمردن ثانیه ها...

 

.

 

+ نوشته شده در  جمعه یکم اردیبهشت 1385ساعت 12:34  توسط khodam  |